تبلیغات
شناخت عارفان - داستان تب و سیلی

داستان تب و سیلی

تاریخ:یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-03:14 ب.ظ

 

 

 

                                      بسم الله الرحمان الرحیم

      

                                       

                          تمثال مبارک آقای رجب علی نکونامیان

                ( معروف به : رجب علی خیاط )

 داستان تب یک ماهه خانمی که بر کودک خود غضب کرده بود

                               به نقل از کتاب :

                      پند های آسمانی   

                      که در بهار ۱۳۹۰ چاپ و منتشر خواهد شد .

     سلام بر شما دوستان عزیز - در کتاب سوم حاج شیخ منصور عبد الرحیم جرجانی - داستانی نقل شده است . مردی که همسرش یک ماه بود تب داشت . به چند تا دکتر هم مراجعه کرده بودند و دارو هم مصرف کرده بود . اما تب این خانم قطع نشده بود . وقتی این آقا می خواست برود دنبال آقای خیاط که ایشان را به جایی برساند - همسرش گفت : من هم می خواهم بیایم . خانم با بچه کوچک خود -  در صندلی عقب ماشین سوار شد و به خانه آقای خیاط رسیدند . اسم ایشان رجب علی نکو نامیان بود . اما به رجب علی خیاط معروف شده بود . چون شغل خیاطی داشت .

      آیت الله ری شهری در باره کرامات و مقامات آقای خیاط یک کتاب نوشته است به نام : کیمیای محبت . آقای خیاط عارف بود . چشم برزخی داشت . نیت آفراد را می دانست . باطن آدم ها را می دید . برای برخی مریض ها دعا می داد .

  این آقا هم وقتی آقای خیاط در صندلی جلوی ماشین نشست - به ایشان عرض کرد که  : همسرش تب دارد و تب او قطع نمی شود . انتظار داشت تا ایشان دعایی بدهد .

      در ماشین -  آقای خیاط فرمود :

    خانم - اگر بچه ادرار کرد - سیلی به آن محکمی در گوش بچه نمی زنند . بچه ادرار کرد - دیگر عصبانی شدن ندارد . فرش را که نجس شده است -  باید فرش را آب کشید و آن را بشویی . این که شما یک ماه است در تب می سوزی - برای آن است که با بی رحمی سیلی به گوش بچه زده ای .

این خانم می گوید : از این سیلی فقط من و خدا خبر داشتیم . شوهر من هم خبر نداشت . حالا آقای خیاط چه طور با خبر شده است ؟

   علم و معرفت عارفان بدون حساب و کتاب و بدون دلیل نیست . اتفاقی هم نیست . سیر و سلوک عرفانی منازل و مراحلی دارد که هر کسی تحت ولایت و زیر نظر یک عارف کامل واصل - می تواند طی طریقت کند تا به حق و حقیقت برسد . آن وقت همه کره زمین را مثل کف دست خود می بیند و به اصطلاح عارفان از جمله امام خمینی قدس سره الشریف : از حجاب زمان و حجاب مکان بیرون می آید . یعنی دیگر نفس و روح و جان عارف - اسیر زمان و مکان نیست .گذشته و آینده جهان را می بیند علی قدر طور سینای قلب خویش .

  هرکه را اسرار حق آموختند

                                                          دهان او مهر کردند و دوختند .

 آری حوادثی که در این عالم اتفاق می افتد - یک علت طبیعی و ظاهری دارد که همه آن را می فهمند . یک علت باطنی و پنهانی هم دارد که فقط خدا و اولیاء خدا و عارفان آن را می دانند .

 قدم اول در آدم شدن و انسانیت داشتن این است که نه تنها آزار و اذیت ما به دیگران نرسد - بلکه به فرموده امام هشتم : آزار و اذیت دیگران را هم تحمل نماییم . این یک اصل بسیار مهم عرفانی است .

 خوشا به حال آن ها که درون و باطن را بنگرند و  از ظاهر عالم و حوادث آن فریب نخورند .  

  معرفی کتاب سوم : 

 پند های آسمانی 

 مولف : 

حاج شیخ منصور عبد الرحیم 

 جرجانی شاهرودی 

 

       مشهد مقدس     

               ارض اقدس امام رضا ( ع )             

  سرهنگ آزاده - ویراستار کتب حاج آقا جرجانی 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How can you get taller in a week?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:25 ب.ظ
Excellent post. Keep writing such kind of info on your
blog. Im really impressed by your blog.
Hi there, You've done a fantastic job. I will certainly digg it and in my opinion recommend to my friends.
I am confident they will be benefited from this website.
http://lynchfreeyzgfsr.jimdo.com/
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:24 ق.ظ
I really like what you guys are up too. This
kind of clever work and coverage! Keep up the
amazing works guys I've added you guys to my blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo